خطايى ، على اكبر

100

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )

تصور چنان است كه از مشرق تا مغرب همه در فرمان خاقان چين است . ماسواى ممالك ايشان مملكت در عالم نمىباشد . فصل « 1 » [ سرگذشت ما چنان بود كه ما دوازده كس بوديم كه . . . ] سرگذشت ما چنان بود كه ما دوازده كس بوديم كه به « 2 » خانبالغ رفته بوديم پيش خاقان چين [ از قضا ] « 3 » يكى از جهلاى ما جنگ كرد با يكى از گروه تبتان و به سبب جنگ يك كس ما ، جماعتى از آن گناه بىگناه را بند كرده به سجن درآوردند . ولى عنايت حق بود كه مردم مسافر را چوب زدن و اشكنجه كردن نبود و جريمه دادن نيز بر مسافر نبود . و چون ما گروه بىگناه را درآوردند در طبقه‌اى كه به نام يك قسمى از دوازده قسم ممالك خطاى است كه او را قلمرو دوشنك‌سى گويند در طبقهء قسم او ما را درآوردند . چون درآمديم ما را كاويدند كه زر و نقره و دنيائى به خود نيارد « 4 » گويان . از براى آنكه قانون ايشان بر آن است . چون درآمديم در فرقه‌اى از دوازده فرقهء زندان خطاى مىبردند در راهى كه از رفتن بسيار در درون زندان مانده شديم و در درون زندان در آن رفتن مىديديم دو رويه ديوانخانه‌ها نوع نوع ساخته بودند از براى پرسيدن انواع گناهكاران . در هر ديوانخانه‌اى سه مير معتبر نشسته : يكى در پيشان و دو در طرفين . و آنكه در پيشان است او پرسنده و حاكم « 5 » است ، و آنكه در راست او نشسته او امين است ، و آنكه در چپ او نشسته او ديوان است [ يعنى نويسنده ] ، و هر سه مير معتبرند . از براى آنكه از غايت دانش و اعتبار ايشان است در زندان مهمات پرسيدن . و در همهء آن ديوانخانه‌هاى دو رويه امرا به همين قانون باشند و در آن ديوانخانه‌ها باغها و باغچه‌ها و بوستانها ساخته‌اند از براى امرا ، و در زير آن درختان و ميدانها در محل عيش و نوش زمانى فراغت كنند .

--> ( 1 ) - ق : سرگذشت ( 2 ) - ق : در ( 3 ) - س‌ها : + با ( 4 ) - ق : نباشد ( 5 ) - س‌ها : مفتش